|
رنگارنگ ولی با یک طعم...
|
دنيايت با دنيايم چه زيبا همجنس بازي مي كند...!
داغی نگاه شیفته وارت یک طرف صورتم را کباب می کند ومن همچنان به رو به رو زل می زنم و با خودم فکر میکنم کاش می دانستم تاریخ انقضای تو را کجایت نوشته اند؟
استاد داشت راجع به کار میکروسکوپ الکترونی حرف می زد و من کلی پیش خودم شرمنده شدم وقتی سایز اون لوله بیرون زده از پشت دستگاه طوری تحریکم کرد که دیگه هیچی از درس نفهمیدم!!!
طوری اشک ریختم که خودمم باورم شد خیانت نکردم!!!
با لحن ارام همیشگی
برایم ارزوی خوشبختی می کنی
ولی "با یکی دیگه"
حباب های داغی در رگهایم می ترکند
درد و لذت را می بلعم
تا انتقام بگیرم از تو
خودم
و عشق احمقانه مان
کنارم نشستی وبا لحنی عاشقونه میگی وقتی پیشمی هم
دلم برات تنگ می شه
ومن زیر چشمی به خشتکت نگا می کنم که تنگ و تنگتر می شه!